یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385
عشق فروشی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ما رو باش خيال مي کرديم هميشه يکي رو داريم
يکي که به وقت گريه سر رو شونه هاش بذاريم
ما رو باش خيال مي کرديم که يکي به فکرمون هست
ميون اين همه وحشت توي اين کوچه بن بست
ما رو باش دل به کي بستيم چشم به راه کي نشستيم
ما که واسه خاطر تو قرق ماهو شکستيم
وقتي خورشيد حقيقت از خواب قصه برآشفت
تازه فهميدم چه آسون چشم تو به من دروغ گفت
هاج و واج رد نگاتو به گلاي قالي دوختي
بگو اون همه عشقو به چه قيمتي فروختي؟
تو به فکر من نبودي توي گرگ و ميش مهتاب
حتي اندازه چشمي که يهو مي پره از خواب

ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 19:16 توسط : zeus
دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385
چرا هفت سین؟
عدد هفت در فرهنگ ملل مختلف:
فلسفه هفت سین چیست؟ به طور مقدمه باید دانست که عدد "هفت" نزد ایرانیان قدیم مقدس بود و به خاطر ستارگان هفتگانه یعنی « زهره ، مشتری ، عطارد ، زحل ، مریخ ، زمین و خورشید » عدد هفت را گرامی می داشتند. نیاکان ما که زرتشتی بودند ، اعتقاد داشتند که عقل مقدس یعنی " اهورامزدا " که به او "سپند مینو" نیز می گفتند ، شش وزیر بزرگ به نام "امشاسپندان" دارد که یعنی مقدسان جاویدان و این شش امشاسپند با "سپندمینو" تشکیل (هفت سپند) می دهند.
علت این که هفت سین به راستی هفت سین است ، اشاره به هفت "امشاسپند" است و چون کلمه "سپند" با سین شروع می شده ، روی این اصل به علامت آن هفت مقدس جاودانی ، چیزهائی در نظر گرفته شده که هم با حرف سین شروع شده باشند و هم مورد استفاده مثبت بشر واقع شوند.
عدد هفت در قدیم : مردم بابل عدد هفت را مقدس می شمردند ، طبقات آسمان و زمین و سیارات هفت بوده است ، ایام هفته هفت روز است.
هفت از نظر مذاهب: به عقیده هندیها در آئین برهما انسان هفت بار می میرد .
عروس و داماد باید هفت قدم به اتفاق هم بردارند. هفت قدم جلو رفته و قسم می خورند ، در آئین زرتشت هفت فرشته مقرب وجود دارد. در تورات مذکور است که هفت نر و ماده را با خود برگیر تا نسلی بر جهان بماند.
هفت در آئین مسیح : هفت معجزه ، از 33 معجزه را مسیح در انجیل ذکر کرده است ، در انجیل از هفت روح پلید صحبت شده است ، به نظر فرقه کاتولیک ، هفت نوع شادی و هفت غسل تعمید وجود دارد.
هفت در اسلام: آسمان هفت طبقه دارد . فرعون در خواب هفت گاو چاق و هفت گاو لاغر را دید که گفتند هفت سال خشکسالی و هفت سال فراوانی می شود. جهنم هفت طبقه دارد . گناهان اصلی هفت عدد است . پیش از اسلام در بین اعراب ، هفت بار طواف دور کعبه مرسوم بوده و در سنت اسلامی نیز چنین است . هفت نفر قاری قرآن معروف بودند ، هفت بار شستن اشیاء ناپاک و قرار گرفتن هفت عضو بدن هنگام نماز نیز مذکور است .
هفت در تصوف : هفت وادی سلوک در تصوف معروف است 1) طلب ، 2)عشق ، 3)معرفت ، 4) استغنا ، 5)توحید ، 6) حیرت ، 7)فنا ، مولوی می گوید:
هفت شهر عشق را عطار گشت ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم
هفت در تاریخ : همراهان داریوش با خود او هفت نفر بودند، در نقش رستم در بالای آرامگاه داریوش ، هفت نقش ملاحظه می شود . جنگهای هفت ساله در زمان لوئی 11 واقع شد. اژدهای هفت سر معروف است . هفت پسر گشتاسب به هفت راهزن تبدیل شدند و هفت خوان رستم و اسفندیار معروف است.
معابد هفت طبقه: در بابل و آشور هر معبدی هفت طبقه داشت و هر طبقه به نام یکی از سیارات و هفت رنگ بود (سرخ ، سیمین، سفید، سیاه، ارغوانی، آبی و سبز). حصار اکباتان هفت دیوار داشت و آرامگاه کورش هفت پله دارد.
سفره هفت سین: در کشورهای مختلف هفت سینهای متفاوتی پهن میشود، حتی در برخی از نقاط ایران و دیگر کشورها به جای هفت سین، هفت سین پهن میکنند، سفره هفت سینی که امروزه بیشتر مرسوم است داری هفت مورد از چیزهای مانند:
- سبزه : نماد خرمی و نو زیستی
- سرکه : نماد شادی ( میوه درخت تاک در ایران میوه شادی خوانده میشد )
- سمنو : نماد خیر و برکت
- سیب : نماد مهر و مهرورزی
- ســیر : نگهبان سفره ( در اکثر فرهنگ های آریائی برای سیر نقش محافظت کننده از شر قائل بودند )
- سماق: نماد مزه زندگی
- سنجد : نماد حیات و بزر حیات
- سپـند : (اسفند)
در سفره مرسوم است، میوه، گل، شیرینیهای سنتی، ماهی قرمز، سبزی خوردن، کتاب آسمانی، دیوان شاعران و آینه قرار دهند


ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 14:40 توسط : zeus
شنبه نوزدهم اسفند 1385
پیشاپیش سال نو همه مبارک
عید داره میاد و همه چی نو میشه
مردم خونه تکونی میکنن و برای سال نو آماده میشن پس بیاین ما هم خونه دلمونو یه تکونی بدیم و غمارو بریزیم دور و شادیا رو گرد گیری کنیم خاطرات خوب امسالو بزاریم رو قاب کنیم و بزنیم به دیوار قلبمون خاطرات بد زندگی رو توی ذهنمون دفن کنیم خوبیهای مردمو بزاریم رو تاقچه ذهنمون تا همیشه به یادشون باشیم و بدیهاشونو بریزیم تو صندوقچه فراموشی و روش یه قفل بزرگ بزنیم و کلیدشو بندازیم دور تا دیگه هیچ وقت به یاد نیاریمشون دکور قلبمونو جوری بچینیم که تو سال جدید بتونیم دوستای بیشتری توش جای بدیم
چهارشنبه سوری هم افتاده شب عید ( امسال توپ تحویل سالو ما در میکنیم
)

ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 20:9 توسط : zeus
جمعه هجدهم اسفند 1385
فراموشی

مهربانم ! چگونه نگاهت رافراموش کنم وقتی در
اینه چشمانت خود را می بینم
چگونه لبخندت را فراموش کنم وقتی در لبخندت طعم زندگی پیدا میشود
چگونه رهایت کنم وقتی من توام و تو منی
وقتی یک روحیم در دو تن
ای دوست ! خاطره را با امروز و فردا پیوند بزن تا جهان زیباتر شود
در چشمان تو جهان به زیبایی یگانگی است
چگونه جهان را فراموش کنم
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 12:28 توسط : zeus
چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385
تنوع
گفتم یه تنوعی داده باشم

شاید حوصلتون نکشه همیشه از خدایان یونان بخونین



ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 20:14 توسط : zeus
دوشنبه چهاردهم اسفند 1385
هرا (Hera)
دختر كرونوس و رئا؛ خواهر و همسر زئوس؛ ملكهي آسمانها. زني سختگير و حسود بود و غالباً معشوقههاي زئوس را مجازاتهاي سخت ميداد. از زئوس سه فرزند آورد: هفايستوس، آرس، و هبه. او نگهبان ازدواج ها بود و به خصوص حامی زنان شوهردار بود. از آنجایی که زئوس با حیله و توصل به زور او را به ازدواج راضی کرد، این ازدواج با کشمکش و ناسازگاری آغاز و با کشمکش ادامه یافته بود. یک بار که غرور زئوس به حد غیرقابل تحملی رسیده بود، هرا با خدایان بر علیه او توطئه چینی کرد و به او داروی مخدر خوراند، سپس با خدایان دیگر او را بر روی تختی با هزاران گره بستند و در باره اینکه باید با او چه کنند به مشاجره پرداختند. بریاروس Briareus که غولی 50 سر و صد دست بود به توطئه پی برد و به خاطر علاقه فراوان به زئوس، به کمک 100 دست خود گره ها را گشود و او را آزاد کرد. خشم فراوان زئوس خدایان را به زانو درآورد و هرا پس از مجازات زجرآور- که به دار آویخته شدن با زنجیری طلایی از آسمان بود- قسم خورد که دیگر بر ضد شوهرش شورش نکند. با این وجود هرا همواره به خاطر بیوفایی زئوس دسیسه چینی هایی میکرد و گاهی هم موفق میشد تا درس خوبی به شوهر خیانتکار خود بدهد. طاووس و گاو حیوانات مقدس معبد هرا هستند.



ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 18:56 توسط : zeus
شنبه دوازدهم اسفند 1385
هِستیا
هِستیا ایزدبانوی باکرهٔ اجاق خانه و کانون خانواده در اساطیر یونان بود. او بزرگترین خواهر زئوس بود و در تمام مراسم خانوادگی قربانیای برای او انجام میشد. رومیان هم او را با نام وستا میپرستیدند. هستیا یکی از سه الههٔ بزرگ نسل اول المپ نشینان (هرا، دیمیتر و هستیا) بود که با زئوس، پوسیدون و هادس فرزندان کرونوس و رئا بودند. او در اصل یکی از دوازده خدای المپنشین بود، اما جای خود را به هفائیستوس داد تا به مراقبت از آتش مقدس اجاق المپ بپردازد.
در روایتی آمده که او چنان برای برقراری رابطه از سوی پوسیدون و آپولو تحت فشار قرار گرفت که به سر زئوس قسم یاد کرد بکارتش را تا ابد حفظ کند.



ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 20:3 توسط : zeus
دوشنبه هفتم اسفند 1385
با یاد پدر
امروز داشتم کتاب دائیمو نگاه میکردم این شعرو اولش نوشته بود، دائیم مهندس تعمیرات یه شرکت بود و تو یه صانحه تو شرکتشون تو دستگاه گیر کرد و عمرشو داد به شما خواستم یه یادی ازش کرده باشم واسم یه پدر بود میشه گفت سر مشق من واسه زندگی ، روحش شاد 




دوستی با هر که کردم خصم مادر زاد شد
آشــیان هــر جا گرفتم ٬ لانه صیــــاد شــد
آن رفــیقی که با خــون جـــگر پـروردمــــش
حکم قتلم که امضا شد٬ بر سرم جلاد شد

ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 18:46 توسط : zeus
شنبه پنجم اسفند 1385
بدون شرح


ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 20:9 توسط : zeus
جمعه چهارم اسفند 1385
بدون شرح


ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 13:28 توسط : zeus
جمعه چهارم اسفند 1385
چیزهایی که نگفتم ...
وقتی چمدانش را به قصد رفتن بست به او نگفتم: عزیزم این کار را نکن
نگفتم:بر گرد و یک بار دیگر به من فرصت بده
وقتی پرسید دوستش دارم یا نه؟
از او روی برگرداندم.
حالا او رفته است ومن
تمام چیزهایی را که نگفتم می شنوم
به او نگفتم : عزیزم متاسفم..چون مقصر من هم بودم.
نگفتم: اختلاف ها را کنار بگذاریم.
چون تمام آنچه می خواهیم عشق و وفاداری و مهلت است.
به او گفتم:اگر راهت را انتخاب کرده ای من جلوی آن را نمی گیرم.
حالا او رفته است و من تمام چیزهایی را که نگفتم می شنوم
او را در آغوش نگرفتم و اشک هایش را پاک نکردم.
ونگفتم: اگر تو نباشی زندگی ام بی معنا خواهد بود.
فکر می کردم از آن بازی ها خلاص خواهم شد
اما حالا تنها کاری که می کنم گوش دادن به چیزهایی است که نگفتم
نگفتم: بارانی ات را در آور
نگفتم: قهوه درست می کنم و با هم حرف می زنیم
نگفتم: جاده بیرون خانه طولانی و خلوت و بی انتهاست...
نگفتم...
و گفتم خدا نگهدار ..موفق باشی
خدا به همراهت
و مرا تنها گذاشت
تا با تمام چیزهایی که نگفتم زندگی کنم؟؟؟؟؟!!!!!!

ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 13:8 توسط : zeus
پنجشنبه سوم اسفند 1385
تشکر
از تمام دوستانی که میاد قدم رو چشم ما میزارنو نظر میدن ممنون ولی مثل اینکه مشکلی پیش اومده باید حلش کنم
خوب فرزانه خانم خوبی از اینکه همیشه میاید به وبلاگ من سر میزنید خوشحالم و از نظراتتون استفاده میکنم حق با شماست همه حق دارن بیان نظر بدن
ولی آتنا خانم باعث شد من این وبلاگو بزنم پس نیناز منه
اگه اون بره من این وبلاگو تعطیل میکنم همون طور که کردم و خودت دیدی
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 21:5 توسط : zeus
چهارشنبه دوم اسفند 1385
بدون شرح

ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 21:8 توسط : zeus