آتنا
ایزدبانو آتنا فرزند زئوس و متیس بود. هنگامی که متیس باردار بود، زئوس همسرش را بلعید و به همین خاطر اندکی بعد دچار سردردی غیر قابل تحمل شد. هفائیستوس (فرزند زئوس و هرا) برای درمان وی جمجمهاش را با تبری مفرغی شکافت و از این شکاف زخمی آتنا بیرون جهید. از دیدن چنین صحنهای شگفت، همه ایزدان نامیرا سرشار از ترس شدند. به خاطر همین واقعه فرزند محبوب زئوس شد، زئوس توجهی خاص به او مبذول داشت و سخت به او وابسته بود به گونه ای که حسادت دیگر ایزدان را بر انگیخت. هرا چون در زایش آتنا نقشی نداشت خشمگین شد و آن چنان که امر زایش خود به خودی تیفون غول را سبب شد.
در برخی افسانهها آمده است که هفائیستوس از همان ابتدای بسته شدن نطفه آتنا عاشق او بوده و قبل از این که با تبر به سر زئوس بزند تا آتنا خارج شود، از زئوس قول ازدواج با دخترش را گرفته بوده است؛ ولی بعد از این که آتنا تولد یافت، او از قول پدر سر باز زد.
ایزدبانو به هنگام صلح دلی رئوف و بخشنده داشت و پرستار آدمیان بود و نیز نگاهبان شهرها، او را در کنار الهه هنر و زیبایی ایزدبانوی جنگ نیز دانستهاند.
او از جنگ بیش از هر چیز دیگری لذت می برد. در جنگ علیه غولان شرکت داشت، پرزئوس پهلوان را در جنگ عیله گرگنها راهنمایی کرد و در برخی روایات آمده است که نبرد میان آتنا و گرگن تنها به خاطر رقابت در زیبایی بوده است. میان آتنا و پوزئیدون بر سر مالکیت آتیکا پیکار در گرفت و البته این پیکار با پادرمیانی سکروپس به سود آتنا پایان یافت. در نبردی که میان آتنا و آرخنه که جرأت رقابت با آتنا را کرده بود در گرفت، آتنا که از شکست خویش خشمگین بود آرخنه را به عنکبوتی مبدل ساخت و او را محکوم کرد که جاودانه گرد خویش بتند و از کالبد خویش تار بتند. البته بیش از این ها آتنا به عنوان ایزدبانوی جنگ به یاری قهرمانان می رفت و جنبه مثبت وی در این زمینه بیشتر بود، ولی این هرگز به این معنا نبود که وی هیچ گونه نبرد و حسادتی با دیگران نداشته است.
خصوصیتی که بیش از هر چیز آتنا را از سایر ایزدان المپ جدا می ساخت و شهرت او را سبب شده بود پاک دامنی وی بود. او قلبی مهربان، حساس و معطوف به عشق داشت و سخت از باکرگی خویش دفاع می کرد و بر سر کسانی که کوشیدند عفت وی را خدشه دار سازند بلاهایی بسیار نازل ساخت.
آتنا ایزدبانوی آتش آسمانی نیز بوده است.

